حسن حسن زاده آملى

21

هزار و يك كلمه (فارسى)

و هشت روز قمرى وسطى ، و كندتر از همه در هشتاد و دو سال و سه ماه و هفده روز يك درجه بپيمايند ، و ديگر ستارگان متوسّط بين آن دو سير كنند . لذا ستارگان هر برج با خود برج به يك وضع ثابت نباشند ؛ بلكه به حركت خاصّه خود از او جدا گردند و صورت با برج تفاوت كند كه در اين سال هزار و سيصد و هشتاد و دو هجرى قمرى ( 1382 ه . ق ) اول ستارهاى برج عقرب در سه درجه و بيست و پنج دقيقه فلكى از برج قوس ، و آخر آنها در بيست و هفت درجه و سى و چهار دقيقه از همان برج است ؛ و منازلى كه براى قمر نيز از اجتماع عدّه‌اى از كواكب گفته‌اند حكم صورت را دارد . كسانى كه صور بروج را شناسند ، هنگامى كه قمر در برج عقرب وارد شده است ، چون شب به ماه بنگرند ، فاصله ميان ماه و صورت عقرب را به خوبى درمىيابند . و چنان كه منطقة البروج را به دوازده قسم متساوى قسمت كرده‌اند و هر قسمت را برجى نام نهاده‌اند و آن برج را به صورى كه از اجتماع كواكبى در آنها انتزاع شده كه اولش حمل و آخرش حوت است ، نسبت داده‌اند ، همچنين منطقة البروج را به بيست و هشت قسم متساوى به عدد حروف ابجد ، هوز ، حطى ، كلمن ، سعفص ، قرشت ، ثخذ ، ضظع قسمت كرده‌اند . از ابتداى حمل هر يكى را منزل نام نهاده‌اند و نيز آن منازل را به صورى كه از اجتماع كواكبى در هر منزل تصوّر نموده‌اند ، نسبت داده‌اند ، مگر در منزل بلده كه هيچ كوكب نباشد . و چون مدّت دور قمر نزديك به بيست و هشت روز است و قمر هر روز تقريبا در منزلى باشد ، اين منازل را منازل قمر ناميده‌اند . و قيد تقريب براى اين است كه چون قمر سريع السير است ، گاه باشد در نصف النهار روزى مثلا در آخر منزلى باشد و در نصف النهار روز لاحق به اول منزل سوم رسيده باشد و در ميانه يك منزل طى شود ، و چون بطىء السير بوده باشد ، گاه باشد كه در نصف النهار روزى در اول منزلى باشد و در نصف النهار روز ديگر هنوز در آخر همان منزل بود . و احكاميان از اين 28 منزل ده منزل را نحس و باقى را سعد دانند . يكى از پيشينيان منازل نحس را در اين دو بيت به نظم در آورده است : از منازل كه برين چرخ برين دارد جاى * آنچه نحس است همين است كه گفتم حاشاك